عالَمی دیگر بباید ساخت
کاش
می شد عالمی داشت بدون اعتیاد، جرم، خیانت، زندان، فرار، بیماری و... کاش
می شد! امّا صد حیف و افسوس که حتی ورود آدمی به این کره خاکی از یک
اشتباه، نشئت می گیرد و اولین فرزند این بشر متفکر نیز دست به قتل برادر می
آلاید. و اکنون شاید به هر گوشه و کنار این کره پیشرفته الکترونیکی که
بنگرید بتوانید مصداقی برای کلمه «آسیب یا معضل اجتماعی» پیدا کنید؛ اما می
شود بعضی از معضلات را به حدّاقل رسانید و یا حتی جلوی خیلی از معضلات را
گرفت.
چگونه؟
- آیا فکر می کنید باید به فرزندان این مرز و بوم بگوییم که بر سر این عالم، چه دارد می آید؟ یا نه، بگذاریم بدون دغدغه های فکری پرورش یابند؟
- شما فکر می کنید تأثیر طرح معضلات اجتماعی بر جوانان ما چیست؟
- به نظر شما بیان آسیب های اجتماعی چه سود و زیانی (و چه آموزندگی ها یا بدآموزی هایی) دارد؟
- شما راجع به روش طرح کردن اخبار و آمار معضلات اجتماعی در میان جوانان، چه نظری دارید؟
در پی یافتن جواب هایی برای سؤالات مطرح شده و بحث کلی درباره «تأثیر طرح معضلات اجتماعی بر جوانان» با تنی چند از جوانان به گفتگو نشسته ایم و سپس نظر کارشناس امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی را جویا شده ایم که در ادامه می آید.
پیمان راتین خردمند، دانشجوی رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف، اطّلاع رسانی در مورد معضلات اجتماعی را لازم می داند و اشاره می کند: اعلام اخبار و آمار، در جوانان، تولید ترس و نوعی عبرت آموزی می کند که این عوامل می توانند از گرایش جوانان به سوی آسیب های اجتماعی جلوگیری نمایند.
خردمند، انسان را موجودی مختار می داند که نیازمند آگاهی است. او با اظهار تأسّف، اطلاع رسانی کنونی کشور را صحیح نمی داند.
وی معتقد است: نباید هر مشکلی را که داریم به تهاجم فرهنگی نسبت دهیم، بدون آن که در نظر بگیریم ما خودمان انسانیم و مختار هستیم هرآنچه را که می خواهیم، انجام بدهیم. پس لازمه این اختیار، آگاهی است، تا از به خطر افتادن، جلوگیری به عمل آید.
به نظر خردمند، دنیای کنونی همین طور که به پیش می رود، به سمت بی بندوباری گرایش پیدا می کند و هر کس یا هر جامعه ای که خودش را ایزوله (محصور) نماید، اگرچه دیرتر دچار این معضلات می شود، امّا به ضعف آگاهی دچار خواهد شد که قدرت مقاومتش را کاهش می دهد و این، زیان های بیشتری را به دنبال خواهد داشت.
وی در نهایت، در ناآگاهی نگه داشتنِ جوانان را از بدترین طرق مبارزه با معضلات اجتماعی می داند.
فرزانه که فارغ التحصیل رشته شیمی است، هر جور اطلاع رسانی را خوب و مفید می شمارد؛ امّا اعتقاد دارد: در حال حاضر در کشور ما اطلاع رسانی اصلاً خوب نیست. او به برنامه ای که چند شب پیش از تلویزیون دیده است، اشاره می کند و می افزاید: چندین کارشناس دعوت شده بودند که درباره یک موضوع واحد، هر کدام، آمار متفاوتی ارائه می دادند. نکته ای که بیشتر برای او جالب توجه بوده است، این بوده که هیچ کدام از آنها نیز آمار نفر دیگر را قبول نمی کرده است.
امّا در هر حال، اطلاع رسانی را در زمینه آسیب های اجتماعی، امری مفید می داند و اعتقاد دارد که با این کار، حدّاقلْ خیلی ها به خودشان می آیند و در ادامه با حالتی متعجبانه می گوید: مثلاً خود من، هیچ وقت فکر نمی کردم این قدر «بچه های خیابانی» داشته باشیم.
فرزانه، «عنوان کردنِ» صِرف را کافی نمی داند و معتقد است باید به همراه عنوان کردن معضلات، راه حل ها و راه کارها نیز برای پیشگیری و مبارزه بیان شوند. وی اطلاع رسانی را بدون حد و مرز می داند و البته معتقد است نباید چیزهایی را که باعث وحشت عمومی می شوند، بیان کرد.
وی در آخر بیان کرد: تا وقتی که نهادهای مسئول، آمارهای رسمی مربوط به کار خود را ارائه نمی دهند و نقدی هم از سوی کارشناسان صورت نمی گیرد و مرکزی برای استاندارد کردن آمارها وجود ندارد، من به عنوان یک جوان، چندان به اطلاعات و ارقام مطرح در رسانه ها اطمینان ندارم.
فاطمه اکبری، فارغ التحصیل رشته زمین شناسی معتقد است: طرح معضلات اجتماعی فایده ای ندارد. طرح این معضلات که روزبه روز نیز افزایش می یابد، باعث احساس ناامنی در ما می شود.
وی، اطلاع رسانی کنونی را درست نمی داند و معتقد به اجرای برنامه های آموزشی پیش گیرنده به جای «طرح معضلات» است.
فاطمه می گوید: طرح معضلات، قبح مسائل را از بین برده، آسیب پذیری جوانان را بیشتر می کند و شاید اصلاً متناسب با نفوذ اجتماعی روزنامه ها و سایر رسانه ها باعث افزایش این معضلات گردد.
در ادامه می افزاید: متأسفانه این اطلاع رسانی در سطح عامه مردم صورت می گیرد و در بعضی خانواده ها این اطلاع رسانی باعث ایجاد فشارها و ممنوعیت هایی بر جوانان می گردد و احتمالاً برخی خانواده ها به استناد آنها، مانع حرکت و رشد فرزندانشان می شوند.
وی می گوید: در کشور ما، مردم، هر چیزی را که اخبار و یا روزنامه ها می گویند، کاملاً می پذیرند و این طور است که برخی از خانواده ها در برابر اعتراض جوانانشان چنین عنوان می نمایند که: «ما به تو اعتماد داریم؛ امّا جامعه مورد اعتماد نیست».
در انتها می گوید: اطلاع رسانی تا حدّی که باعث پیشگیری شود، خوب است؛ امّا گاهی اوقات، واقعاً مشکلات عدیده ای به وجود می آورد. به طور مثال، اعلام آمار طلاق، ناخودآگاه، جوان ها را از ازدواج می ترساند. آمار چهار هزار ازدواج در برابر شش هزار طلاق، انسان را به این فکر می اندازد که چرا تن به کاری بدهد که احتمال شکستش بیشتر از احتمال موفقیتش است.
جواد شاه صفوی، دانش آموز سال دوم دبیرستان در رشته ریاضی فیزیک، ارائه اخبار مربوط به معضلات اجتماعی را کاری درست و خوب می داند؛ امّا این کار را کافی نمی بیند و معتقد است: این معضلات باید ریشه یابی و علّت یابی شوند تا بشود مشکلات را قابل حل کرد.
وی در حالی که کتاب هایش را به سینه اش می فشرد، اضافه می کند: طرح معضلات، باعث آگاهی جوان ها می شود و جوانانِ آگاه، احتمالاً کم تر دچار خطر می شوند؛ امّا زیادی اش نیز باعث وحشت و ترس خانواده ها می شود و آنها کنترل های شدیدی را اعمال می کنند. او بهترین راهکار را ارائه اطلاعات از طریق مدرسه به دانش آموزان می داند.
اگر معضلات اجتماعی مطرح شوند، جوانان، خطر را بیشتر جدّی می گیرند. فریبا که فارغ التحصیل پیش دانشگاهی از رشته علوم تجربی است و قصد رفتن به دانشگاه را هم ندارد، پس از بیان این جمله عنوان می دارد: هرگاه معضلات به صورت صریح و آشکار بیان گردند، احتمالاً درس عبرتی برای دیگران خواهند بود و احتمال ارتکاب آنها توسّط دیگران کاهش پیدا می کند. طرح معضلات اجتماعی به انسان، آگاهی نیز می دهد که همین آگاهی باعث می شود جوانان، هوشیارتر از پیش به مراقبت از خود بپردازند.
فریبا می گوید: در بیان معضلات اجتماعی نباید حد و مرزی قائل بود. مگر نه این که اینها واقعیت دارند و در جامعه ما اتفاق می افتند؟ پس چرا باید واقعیات را پنهان کرد و یک سری جوان های ناآگاه تربیت کرد؟
وی در عین حال می گوید: البته این آگاهی بخشی، زمانی اثر مثبت دارد که جوانان، اوّلاً به خوبی و بر اساس ارزش های انسانی تربیت شده باشند و ثانیاً به نهاد گزارش دهنده اعتماد کنند و اطلاعات مطرح شده را جدّی بگیرند.
صادق، دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی (تکنولوژی آبیاری)، مطرح کردن معضلات اجتماعی را امری بسیار صحیح می داند. او معتقد است: هرچه جوانانْ آگاه تر باشند و با مسائل و مشکلات، بیشتر آشنا شوند، احتمال فریب خوردن آنها کاهش می یابد.
صادق در ادامه می گوید: باید تبلیغات و آگاهی ها کاملاً وسیع باشند. اعلام کردن مسائل و مشکلات اجتماعی هیچ گاه اثر منفی «توجیه کردن» و «پنهان کاری» را ندارد؛ زیرا هر کس که کار خلافی را مرتکب می شود، حتماً برای خودش یک سری علت ها و توجیه هایی دارد و احتیاجی به این خبرها ندارد. بنابراین، فکر نمی کنم اطلاع رسانی، هیچ اثر منفی ای داشته باشد.
او لازمه اصلی طرح صحیح معضلات اجتماعی را «صراحت» و «صداقت» می داند و عنوان می کند: هنگامی که به طور مثال در جریان شرح ماوقع یک سرقت قرار می گیرم، بعدها اگر همان موقعیت برایم پیش آمد، کاملاً آگاه و هوشیارم که مبادا به همان شکل، فریب بخورم.
صادق برای پایان دادن به گفته هایش با لحنی کاملاً مطمئن می گوید: وقتی راجع به یک موضوع و عوامل و عواقب آن، خام و بی اطلاع باشی، خیلی جسورانه تر آن کار را انجام می دهی!
سارا، دانشجوی سال سوم رشته شیمی دانشگاه شهید بهشتی که هم اکنون در آزمایشگاه پلیمر یک کارخانه قطعه سازی مشغول به کار است، می گوید: ارائه اطلاعات درباره معضلات اجتماعی، باعث افزایش آگاهی افراد می گردد و این افزایش آگاهی، خود، تا حدودی مصونیت ایجاد می نماید.
او در ادامه اضافه می کند: وقتی راجع به یک خطر مهم، اطلاعات کسب می کنم، در موقعیت های مشابه، بیشترین مراقبت را از خودم به عمل می آورم.
با این حال، او برای طرح کردن معضلات اجتماعی محدودیت قائل است و می گوید: مطرح کردن آسیب ها و خطرات موجود در جامعه نباید در حدی باشد که احساس امنیت را از افراد، سلب نماید و مانع فعالیت اجتماعی و مشارکت آنها در امور و فعالیت ها گردد.
سارا بعد از اندکی تأمل با خنده بیان می دارد: فکر کنم در نشریات و رسانه های معتبر هم دروغ وجود دارد. عملکرد فعلی در زمینه بیان معضلات اجتماعی در جامعه، کافی و صحیح نیست. اکثر روزنامه ها و یا سایر رسانه های جمعی به بیان مشکلات می پردازند، بدون آن که حتی یک راه حل برای پیشگیری یا درمان مشکلات ارائه نمایند. متأسفانه برای رسانه ها داشتن خبرهای داغ و تیترهای هیجان آور، بر هدف اصلی - که همان آگاهی رسانی صحیح است - ، مقدم شده است.
سارا معتقد نیست که جوانان از طرح معضلات اجتماعی بهره گیری ناصحیح می نمایند، بلکه عنوان می دارد: فکر نمی کنم هشدار دادن راجع به یک خطر و بیان عواقب آن، باعث افزایش معضل یا خطر گردد و یا چنانچه کسی بفهمد که چگونه و به چه طریقی دچار مشکل می شود، راغب به این بشود که خودش را دچار مشکل نماید. بلکه کاملاً بر عکس، هنگامی که در موقعیت های اجتماعی قرار می گیرد، با توجه به دانسته هایش سعی می کند تا حدود زیادی از به خطر افتادن خودش جلوگیری نماید.
هُدی، دانش آموزی که امسال وارد پیش دانشگاهی در رشته ریاضی فیزک می شود، در مورد طرح معضلات اجتماعی می گوید: هم می تواند درست باشد و هم نادرست. بستگی به این دارد که به چه نحوی بیان شود. اگر فقط نصیحت باشد و اطلاعات و اعداد را شامل گردد، فکر کنم فایده چندانی نداشته باشد؛ امّا اگر به صورت نشان دادن عواقب کار باشد و همچنین راه حل مناسبی برای پیشگیری داده شود، به این صورت، نتیجه بخش خواهد بود. وقتی نشان دهند که این معضل، عواقب بدی دارد، خوب، خیلی ها می ترسند و به سراغ آن کار نمی روند. در هر حال، آگاهی دادن به نسل جوان مثل من و دوستانم کار بسیار خوبی است. مثلاً برای کتاب خانه مدرسه ما چند روزنامه تهیه کرده اند که ما در زنگ تفریح، چندتایی با هم مطالعه می کنیم؛ مخصوصاً بخش حوادث و مسائل اجتماعی را. بعد از آن، در کلاس با سایر دانش آموزان و یا با معلمان، راجع به آن موضوع، بحث می کنیم و این خود، اطلاعات زیادی در اختیارمان قرار می دهد و فکر می کنم این راهِ خوبی برای آگاهی بخشی در مدارس باشد.
علیرضا که امسال وارد کلاس سوم هنرستان نمونه دولتی در شاخه الکتروتکنیک می شود، بیان معضلات اجتماعی را تا حدودی کاری صحیح می داند و می افزاید: مسلّم است که وقتی بدانیم انجام دادن چه کاری باعث می شود آینده مان تباه گردد و یا ما را در گروه هایی قرار دهد که اصلاً مطلوب نیستند، خوب، به سراغ این کارها نمی رویم و کم تر فریب خواهیم خورد؛ امّا زیاد هم شاخ و برگ دادن به مسائل، قدرت عمل را از جوانانی در سن من می گیرد و تا حدّی خانواده ها را نگران می سازد و باعث می شود مدام درحال پرس و جو از رفتار فرزندانشان باشند.
علیرضا بهترین راه بیان معضلات اجتماعی همراه با عواقب آنها را ساختن فیلم هایی با مضامین معضلات اجتماعی می داند و می گوید: ساختن این گونه فیلم ها بهترین راه است؛ زیرا فکر می کنم رسانه گروهی ای که جوانانِ درسن من بیشتراستفاده می کنند، «تلویزیون» باشد.
پس از آن که جهت یافتن جواب هایی برای سؤال هایمان به نزد عده ای از جوانان رفتیم، در پی یافتن کارشناسی بودیم تا دست اندرکار آسیب ها و معضلات اجتماعی باشد و از نزدیک به شناخت این مسائل و اثرات طرح آنها پرداخته باشد. به همین منظور با آقای محمّد دهگان پور، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی از انستیتو روان پزشکی دانشگاه ایران - که در حال حاضر کارشناس آسیب های اجتماعی دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران هستند - ، در زمینه طرح یا عدم طرح معضلات اجتماعی به گفتگو نشسته ایم که شرح آن در ادامه می آید.
آقای دِهگان پور! در جریان دیدگاه های مصاحبه شوندگان ما و دیگر جوانان، قرار دارید. مایلیم بدانیم که از نظر شما طرح معضلات اجتماعی آگاهی بخش است یا مخرّب؟
نمی توان گفت که طرح معضلات، به خودیِ خود، کار صحیح یا ناصحیحی است. مهم این است که این معضلات به چه صورت طرح شوند.
امّا این که معضلات باید طرح شوند، مهم است. سرپوش گذاشتن از روی ترس، اشتباه است. طرح معضلات، باعث گرایش به آسیب نمی شود. شکل گیری یک آسیب، زمینه های خانوادگی، اجتماعی و شخصیتی خاصی را می طلبد. چه طور می توان گفت که بیان کردن این که ما یک سری مشکلات داریم، راهی به سوی گرایش به آنها باز می کند و مخرّب است؟!
به نظر شما، طرح معضلات اجتماعی، چه تأثیری بر جوانان دارد؟
طرح معضلات اجتماعی، بسته به زاویه برخورد جوانان، می تواند عکس العمل های متفاوتی را سبب شود. از یک طرف می تواند ایجاد دلهره و ترس نماید و از طرف دیگر، جنبه آگاهی بخش داشته باشد. ارائه یک سری آمار و دادن یک سری اطلاعات، بدون این که تحلیل شوند، فقط می تواند ترس و دلهره ایجاد نماید.
چنانچه طرح معضلات اجتماعی با یک متنِ آگاهی دهنده همراه گردد و در مورد بیماری های اجتماع، به جای دادن یک سری اطلاعات صِرف، یک «کار آموزشی» نماییم، می تواند دارای فوایدی باشد. دادن یک سری اطلاعات و آمار صِرف، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد؛ چرا که به درستی فهمیده نخواهند شد. درک معنای آمار، یک کار تخصّصی است و فکر نمی کنم همه جوان ها به طور تخصّصی از آمار، سر رشته داشته باشند.
در زمینه ارائه آمارهای مربوط به معضلات اجتماعی، دیدگاه غالب در کشور ما چیست؟
تغییر شاخص آماری از پارسال به امسال مهم نیست؛ زیرا این آمار باید با سایر شاخص های آماری مثل رشد جمعیت سنجیده شود و بعد می توان عنوان کرد که آیا این تغییر شاخص، یک تغییر مثبت یا منفی بوده است. مطلب دیگر، این است که امروز متأسفانه آمار درست و حسابی نداریم و این آمارها غالباً ترشّح تصوّرات و تخیّلات ماست، تا یک آمار درست.
متأسّفانه ما امروز در کشور، آمار دختران فراری را از بیست هزار تا صدهزار نفر داریم و آمار اعتیاد را از یک میلیون و دویست هزار نفر تا شش میلیون نفر داریم. پس ارائه این آمارهای غیر دقیق، زیاد کار درستی نیست؛ امّا تحلیل این آمارها و ارائه راهکاری مناسب، بسیار مهم است.
برای جوانان، باید راهکارهای هدایتی و آموزشی ارائه داد و شاید برای سازمان ها نیز باید چنین کاری را کرد.
آقای دهگان پور! آیا خط قرمزهایی هم برای طرح معضلات اجتماعی وجود دارد؟
متأسفانه در حال حاضر، یک رویکرد علمی به موضوع نداریم و قادر به تفسیر علمی - منطقی مسائل اجتماعی نیستیم. به طور مثال، صحبت هایی راجع به دختران فراری می شود و عکس العمل یک نهاد یا سازمان به گونه ای است که گویا طرح این بحث، انتقاد از آنها بوده است و مسئله، خیلی سریع، رنگ و روی دیگری پیدا می کند و خط قرمزهایی تعیین می شوند.
به نظر شما، بین دینی بودن نظام ما با «طرح معضلات اجتماعی» و کیفیت آن، ارتباطی نیست؟
این تصوّر، اشتباه است که یک جامعه مسلمان نباید معضلات اجتماعی (به عنوان مثال: زنان خیابانی) داشته باشد؛ زیرا این مسئله اصلاً مربوط به «مذهب» نیست، بلکه یک پدیده اجتماعی است که سراسر دنیا با آن دست به گریبان است. البته مذهب، کارکردهای مثبتی در پیشگیری از آسیب ها و کاهش بزهکاری و... دارد که خارج از موضوع بحث ما (یعنی گزارش واقعیت ها و اطلاع رسانی درباره آسیب ها)ست.
گاهی تفکّرات اشتباهی که معضلات اجتماعی را به مسائل مذهبی ربط داده است، باعث شده که این مسائل، مخفی شوند و در عین حال، رشد نمایند.
آسیب ها آن قدر جدّی شده اند که صِرفاً با نوشتن این مسائل در روزنامه، چیزی درست نمی شود و مشکل، آن قدر عمیق است که فکر نمی کنم عنوان کردن و یا عنوان نکردن آمار و ارقامی که گاهی صحّت هم ندارند، چندان در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نماید.
اصل مطلب، این است که موانعِ بر سر راه اعلام معضلات، برداشته شوند تا بعد بتوان به فکر چاره و ارائه راه حل بود و یا حتی به دنبال این بود که چه تأثیراتی بر قشر جوان خواهند گذاشت.
شما به عنوان یک کارشناس مسئول، چه موانعی پیش روی طرح معضلات اجتماعی می بینید؟
یکی از موانع عمده طرح معضلات اجتماعی، جنبه سیاسی دادن به این معضلات است. وقتی قضیه ای جنبه سیاسی گرفت، خودبه خود، بسیار مورد تحریف قرار خواهد گرفت.
مانع دیگر، این است که در طرح آسیب های اجتماعی، هیچ الگوی نظری ای برای تبیین این آسیب ها نداریم. وقتی یک آسیب به وجود می آید، ابتدا باید دید چرا به وجود آمده است و سپس بر اساس چرایی و علّت این آسیب، یک نسخه برای درمان آن داد. متأسّفانه هیچ گاه جامعه شناسان ما، درگیر این مسائل و ارائه راه حل برای آنها نبوده اند و ما واقعاً با کمبود کارهای تحقیقاتی روبه رو بوده ایم و هستیم.
رسیدگی به امور اجتماعی معمولاً بر عهده مسئولان اجرایی بوده است و برخورد علمی چندانی با این مسئله نشده است. بیشتر کارهای ما بر اساس الگوی «تهاجم» بوده است و هنوز خودمان الگویی برای تبیین آسیب ها نداریم. یک کار مقطعی، مثل باران بهاری، می آید و تمام می شود. ما یک قالب و الگوی کلی برای برنامه ریزی نداریم.
آقای دهگان پور! پیشنهاد مشخص شما برای تولید آمار و اطلاعات دقیق از معضلات اجتماعی و طرح درست آنها چیست؟
«عالَمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی»...
باید صبر کرد و دید که اوضاع کلی جامعه چه می شود. همیشه و همه جا، بحران های سیاسی، مسائل اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهند. پس به صورت مشخص و جدا از شرایط عمومی جامعه نمی توان به سراغ معضلات اجتماعی رفت. باید قدم به قدم به جلو حرکت کرد. باید دانشگاه ها را در مسائل، درگیر نماییم و با یک دید علمی به قضایا و مسائل اجتماعی بنگریم تا با یک دید اخلاقی.
راهکارها باید خارج از چارچوبِ «تحکّم» باشند، تا کارْ پیشرفت نماید و توصیه ها، از سوی شهروندانْ پذیرفته شوند. ما، در جامعه ای دوگانه زندگی می کنیم که بخشی از جامعه پیشرفت و تغییر و تحوّل می خواهند و بخش دیگر، پایبند سنّت های دیرینه اند و در حفظ آنها می کوشند. هیچ کدام از این دو بخش را نمی توان و نباید مجبور به ترک «تمامی» خواسته ها و تعلّقات خود کرد ؛ اما می توان با ایجاد فضای مُفاهمه و درک متقابل، به سنّت ها پویایی بخشید و تحوّلات را نظام مند کرد.
به هر حال، ما در مرحله گذار به توسعه یافتگی و درگیر بحران سنّت و نوگرایی هستیم و صبر، لازم است.
چگونه؟
- آیا فکر می کنید باید به فرزندان این مرز و بوم بگوییم که بر سر این عالم، چه دارد می آید؟ یا نه، بگذاریم بدون دغدغه های فکری پرورش یابند؟
- شما فکر می کنید تأثیر طرح معضلات اجتماعی بر جوانان ما چیست؟
- به نظر شما بیان آسیب های اجتماعی چه سود و زیانی (و چه آموزندگی ها یا بدآموزی هایی) دارد؟
- شما راجع به روش طرح کردن اخبار و آمار معضلات اجتماعی در میان جوانان، چه نظری دارید؟
در پی یافتن جواب هایی برای سؤالات مطرح شده و بحث کلی درباره «تأثیر طرح معضلات اجتماعی بر جوانان» با تنی چند از جوانان به گفتگو نشسته ایم و سپس نظر کارشناس امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی را جویا شده ایم که در ادامه می آید.
پیمان راتین خردمند، دانشجوی رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف، اطّلاع رسانی در مورد معضلات اجتماعی را لازم می داند و اشاره می کند: اعلام اخبار و آمار، در جوانان، تولید ترس و نوعی عبرت آموزی می کند که این عوامل می توانند از گرایش جوانان به سوی آسیب های اجتماعی جلوگیری نمایند.
خردمند، انسان را موجودی مختار می داند که نیازمند آگاهی است. او با اظهار تأسّف، اطلاع رسانی کنونی کشور را صحیح نمی داند.
وی معتقد است: نباید هر مشکلی را که داریم به تهاجم فرهنگی نسبت دهیم، بدون آن که در نظر بگیریم ما خودمان انسانیم و مختار هستیم هرآنچه را که می خواهیم، انجام بدهیم. پس لازمه این اختیار، آگاهی است، تا از به خطر افتادن، جلوگیری به عمل آید.
به نظر خردمند، دنیای کنونی همین طور که به پیش می رود، به سمت بی بندوباری گرایش پیدا می کند و هر کس یا هر جامعه ای که خودش را ایزوله (محصور) نماید، اگرچه دیرتر دچار این معضلات می شود، امّا به ضعف آگاهی دچار خواهد شد که قدرت مقاومتش را کاهش می دهد و این، زیان های بیشتری را به دنبال خواهد داشت.
وی در نهایت، در ناآگاهی نگه داشتنِ جوانان را از بدترین طرق مبارزه با معضلات اجتماعی می داند.
فرزانه که فارغ التحصیل رشته شیمی است، هر جور اطلاع رسانی را خوب و مفید می شمارد؛ امّا اعتقاد دارد: در حال حاضر در کشور ما اطلاع رسانی اصلاً خوب نیست. او به برنامه ای که چند شب پیش از تلویزیون دیده است، اشاره می کند و می افزاید: چندین کارشناس دعوت شده بودند که درباره یک موضوع واحد، هر کدام، آمار متفاوتی ارائه می دادند. نکته ای که بیشتر برای او جالب توجه بوده است، این بوده که هیچ کدام از آنها نیز آمار نفر دیگر را قبول نمی کرده است.
امّا در هر حال، اطلاع رسانی را در زمینه آسیب های اجتماعی، امری مفید می داند و اعتقاد دارد که با این کار، حدّاقلْ خیلی ها به خودشان می آیند و در ادامه با حالتی متعجبانه می گوید: مثلاً خود من، هیچ وقت فکر نمی کردم این قدر «بچه های خیابانی» داشته باشیم.
فرزانه، «عنوان کردنِ» صِرف را کافی نمی داند و معتقد است باید به همراه عنوان کردن معضلات، راه حل ها و راه کارها نیز برای پیشگیری و مبارزه بیان شوند. وی اطلاع رسانی را بدون حد و مرز می داند و البته معتقد است نباید چیزهایی را که باعث وحشت عمومی می شوند، بیان کرد.
وی در آخر بیان کرد: تا وقتی که نهادهای مسئول، آمارهای رسمی مربوط به کار خود را ارائه نمی دهند و نقدی هم از سوی کارشناسان صورت نمی گیرد و مرکزی برای استاندارد کردن آمارها وجود ندارد، من به عنوان یک جوان، چندان به اطلاعات و ارقام مطرح در رسانه ها اطمینان ندارم.
فاطمه اکبری، فارغ التحصیل رشته زمین شناسی معتقد است: طرح معضلات اجتماعی فایده ای ندارد. طرح این معضلات که روزبه روز نیز افزایش می یابد، باعث احساس ناامنی در ما می شود.
وی، اطلاع رسانی کنونی را درست نمی داند و معتقد به اجرای برنامه های آموزشی پیش گیرنده به جای «طرح معضلات» است.
فاطمه می گوید: طرح معضلات، قبح مسائل را از بین برده، آسیب پذیری جوانان را بیشتر می کند و شاید اصلاً متناسب با نفوذ اجتماعی روزنامه ها و سایر رسانه ها باعث افزایش این معضلات گردد.
در ادامه می افزاید: متأسفانه این اطلاع رسانی در سطح عامه مردم صورت می گیرد و در بعضی خانواده ها این اطلاع رسانی باعث ایجاد فشارها و ممنوعیت هایی بر جوانان می گردد و احتمالاً برخی خانواده ها به استناد آنها، مانع حرکت و رشد فرزندانشان می شوند.
وی می گوید: در کشور ما، مردم، هر چیزی را که اخبار و یا روزنامه ها می گویند، کاملاً می پذیرند و این طور است که برخی از خانواده ها در برابر اعتراض جوانانشان چنین عنوان می نمایند که: «ما به تو اعتماد داریم؛ امّا جامعه مورد اعتماد نیست».
در انتها می گوید: اطلاع رسانی تا حدّی که باعث پیشگیری شود، خوب است؛ امّا گاهی اوقات، واقعاً مشکلات عدیده ای به وجود می آورد. به طور مثال، اعلام آمار طلاق، ناخودآگاه، جوان ها را از ازدواج می ترساند. آمار چهار هزار ازدواج در برابر شش هزار طلاق، انسان را به این فکر می اندازد که چرا تن به کاری بدهد که احتمال شکستش بیشتر از احتمال موفقیتش است.
جواد شاه صفوی، دانش آموز سال دوم دبیرستان در رشته ریاضی فیزیک، ارائه اخبار مربوط به معضلات اجتماعی را کاری درست و خوب می داند؛ امّا این کار را کافی نمی بیند و معتقد است: این معضلات باید ریشه یابی و علّت یابی شوند تا بشود مشکلات را قابل حل کرد.
وی در حالی که کتاب هایش را به سینه اش می فشرد، اضافه می کند: طرح معضلات، باعث آگاهی جوان ها می شود و جوانانِ آگاه، احتمالاً کم تر دچار خطر می شوند؛ امّا زیادی اش نیز باعث وحشت و ترس خانواده ها می شود و آنها کنترل های شدیدی را اعمال می کنند. او بهترین راهکار را ارائه اطلاعات از طریق مدرسه به دانش آموزان می داند.
اگر معضلات اجتماعی مطرح شوند، جوانان، خطر را بیشتر جدّی می گیرند. فریبا که فارغ التحصیل پیش دانشگاهی از رشته علوم تجربی است و قصد رفتن به دانشگاه را هم ندارد، پس از بیان این جمله عنوان می دارد: هرگاه معضلات به صورت صریح و آشکار بیان گردند، احتمالاً درس عبرتی برای دیگران خواهند بود و احتمال ارتکاب آنها توسّط دیگران کاهش پیدا می کند. طرح معضلات اجتماعی به انسان، آگاهی نیز می دهد که همین آگاهی باعث می شود جوانان، هوشیارتر از پیش به مراقبت از خود بپردازند.
فریبا می گوید: در بیان معضلات اجتماعی نباید حد و مرزی قائل بود. مگر نه این که اینها واقعیت دارند و در جامعه ما اتفاق می افتند؟ پس چرا باید واقعیات را پنهان کرد و یک سری جوان های ناآگاه تربیت کرد؟
وی در عین حال می گوید: البته این آگاهی بخشی، زمانی اثر مثبت دارد که جوانان، اوّلاً به خوبی و بر اساس ارزش های انسانی تربیت شده باشند و ثانیاً به نهاد گزارش دهنده اعتماد کنند و اطلاعات مطرح شده را جدّی بگیرند.
صادق، دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی (تکنولوژی آبیاری)، مطرح کردن معضلات اجتماعی را امری بسیار صحیح می داند. او معتقد است: هرچه جوانانْ آگاه تر باشند و با مسائل و مشکلات، بیشتر آشنا شوند، احتمال فریب خوردن آنها کاهش می یابد.
صادق در ادامه می گوید: باید تبلیغات و آگاهی ها کاملاً وسیع باشند. اعلام کردن مسائل و مشکلات اجتماعی هیچ گاه اثر منفی «توجیه کردن» و «پنهان کاری» را ندارد؛ زیرا هر کس که کار خلافی را مرتکب می شود، حتماً برای خودش یک سری علت ها و توجیه هایی دارد و احتیاجی به این خبرها ندارد. بنابراین، فکر نمی کنم اطلاع رسانی، هیچ اثر منفی ای داشته باشد.
او لازمه اصلی طرح صحیح معضلات اجتماعی را «صراحت» و «صداقت» می داند و عنوان می کند: هنگامی که به طور مثال در جریان شرح ماوقع یک سرقت قرار می گیرم، بعدها اگر همان موقعیت برایم پیش آمد، کاملاً آگاه و هوشیارم که مبادا به همان شکل، فریب بخورم.
صادق برای پایان دادن به گفته هایش با لحنی کاملاً مطمئن می گوید: وقتی راجع به یک موضوع و عوامل و عواقب آن، خام و بی اطلاع باشی، خیلی جسورانه تر آن کار را انجام می دهی!
سارا، دانشجوی سال سوم رشته شیمی دانشگاه شهید بهشتی که هم اکنون در آزمایشگاه پلیمر یک کارخانه قطعه سازی مشغول به کار است، می گوید: ارائه اطلاعات درباره معضلات اجتماعی، باعث افزایش آگاهی افراد می گردد و این افزایش آگاهی، خود، تا حدودی مصونیت ایجاد می نماید.
او در ادامه اضافه می کند: وقتی راجع به یک خطر مهم، اطلاعات کسب می کنم، در موقعیت های مشابه، بیشترین مراقبت را از خودم به عمل می آورم.
با این حال، او برای طرح کردن معضلات اجتماعی محدودیت قائل است و می گوید: مطرح کردن آسیب ها و خطرات موجود در جامعه نباید در حدی باشد که احساس امنیت را از افراد، سلب نماید و مانع فعالیت اجتماعی و مشارکت آنها در امور و فعالیت ها گردد.
سارا بعد از اندکی تأمل با خنده بیان می دارد: فکر کنم در نشریات و رسانه های معتبر هم دروغ وجود دارد. عملکرد فعلی در زمینه بیان معضلات اجتماعی در جامعه، کافی و صحیح نیست. اکثر روزنامه ها و یا سایر رسانه های جمعی به بیان مشکلات می پردازند، بدون آن که حتی یک راه حل برای پیشگیری یا درمان مشکلات ارائه نمایند. متأسفانه برای رسانه ها داشتن خبرهای داغ و تیترهای هیجان آور، بر هدف اصلی - که همان آگاهی رسانی صحیح است - ، مقدم شده است.
سارا معتقد نیست که جوانان از طرح معضلات اجتماعی بهره گیری ناصحیح می نمایند، بلکه عنوان می دارد: فکر نمی کنم هشدار دادن راجع به یک خطر و بیان عواقب آن، باعث افزایش معضل یا خطر گردد و یا چنانچه کسی بفهمد که چگونه و به چه طریقی دچار مشکل می شود، راغب به این بشود که خودش را دچار مشکل نماید. بلکه کاملاً بر عکس، هنگامی که در موقعیت های اجتماعی قرار می گیرد، با توجه به دانسته هایش سعی می کند تا حدود زیادی از به خطر افتادن خودش جلوگیری نماید.
هُدی، دانش آموزی که امسال وارد پیش دانشگاهی در رشته ریاضی فیزک می شود، در مورد طرح معضلات اجتماعی می گوید: هم می تواند درست باشد و هم نادرست. بستگی به این دارد که به چه نحوی بیان شود. اگر فقط نصیحت باشد و اطلاعات و اعداد را شامل گردد، فکر کنم فایده چندانی نداشته باشد؛ امّا اگر به صورت نشان دادن عواقب کار باشد و همچنین راه حل مناسبی برای پیشگیری داده شود، به این صورت، نتیجه بخش خواهد بود. وقتی نشان دهند که این معضل، عواقب بدی دارد، خوب، خیلی ها می ترسند و به سراغ آن کار نمی روند. در هر حال، آگاهی دادن به نسل جوان مثل من و دوستانم کار بسیار خوبی است. مثلاً برای کتاب خانه مدرسه ما چند روزنامه تهیه کرده اند که ما در زنگ تفریح، چندتایی با هم مطالعه می کنیم؛ مخصوصاً بخش حوادث و مسائل اجتماعی را. بعد از آن، در کلاس با سایر دانش آموزان و یا با معلمان، راجع به آن موضوع، بحث می کنیم و این خود، اطلاعات زیادی در اختیارمان قرار می دهد و فکر می کنم این راهِ خوبی برای آگاهی بخشی در مدارس باشد.
علیرضا که امسال وارد کلاس سوم هنرستان نمونه دولتی در شاخه الکتروتکنیک می شود، بیان معضلات اجتماعی را تا حدودی کاری صحیح می داند و می افزاید: مسلّم است که وقتی بدانیم انجام دادن چه کاری باعث می شود آینده مان تباه گردد و یا ما را در گروه هایی قرار دهد که اصلاً مطلوب نیستند، خوب، به سراغ این کارها نمی رویم و کم تر فریب خواهیم خورد؛ امّا زیاد هم شاخ و برگ دادن به مسائل، قدرت عمل را از جوانانی در سن من می گیرد و تا حدّی خانواده ها را نگران می سازد و باعث می شود مدام درحال پرس و جو از رفتار فرزندانشان باشند.
علیرضا بهترین راه بیان معضلات اجتماعی همراه با عواقب آنها را ساختن فیلم هایی با مضامین معضلات اجتماعی می داند و می گوید: ساختن این گونه فیلم ها بهترین راه است؛ زیرا فکر می کنم رسانه گروهی ای که جوانانِ درسن من بیشتراستفاده می کنند، «تلویزیون» باشد.
پس از آن که جهت یافتن جواب هایی برای سؤال هایمان به نزد عده ای از جوانان رفتیم، در پی یافتن کارشناسی بودیم تا دست اندرکار آسیب ها و معضلات اجتماعی باشد و از نزدیک به شناخت این مسائل و اثرات طرح آنها پرداخته باشد. به همین منظور با آقای محمّد دهگان پور، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی از انستیتو روان پزشکی دانشگاه ایران - که در حال حاضر کارشناس آسیب های اجتماعی دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران هستند - ، در زمینه طرح یا عدم طرح معضلات اجتماعی به گفتگو نشسته ایم که شرح آن در ادامه می آید.
آقای دِهگان پور! در جریان دیدگاه های مصاحبه شوندگان ما و دیگر جوانان، قرار دارید. مایلیم بدانیم که از نظر شما طرح معضلات اجتماعی آگاهی بخش است یا مخرّب؟
نمی توان گفت که طرح معضلات، به خودیِ خود، کار صحیح یا ناصحیحی است. مهم این است که این معضلات به چه صورت طرح شوند.
امّا این که معضلات باید طرح شوند، مهم است. سرپوش گذاشتن از روی ترس، اشتباه است. طرح معضلات، باعث گرایش به آسیب نمی شود. شکل گیری یک آسیب، زمینه های خانوادگی، اجتماعی و شخصیتی خاصی را می طلبد. چه طور می توان گفت که بیان کردن این که ما یک سری مشکلات داریم، راهی به سوی گرایش به آنها باز می کند و مخرّب است؟!
به نظر شما، طرح معضلات اجتماعی، چه تأثیری بر جوانان دارد؟
طرح معضلات اجتماعی، بسته به زاویه برخورد جوانان، می تواند عکس العمل های متفاوتی را سبب شود. از یک طرف می تواند ایجاد دلهره و ترس نماید و از طرف دیگر، جنبه آگاهی بخش داشته باشد. ارائه یک سری آمار و دادن یک سری اطلاعات، بدون این که تحلیل شوند، فقط می تواند ترس و دلهره ایجاد نماید.
چنانچه طرح معضلات اجتماعی با یک متنِ آگاهی دهنده همراه گردد و در مورد بیماری های اجتماع، به جای دادن یک سری اطلاعات صِرف، یک «کار آموزشی» نماییم، می تواند دارای فوایدی باشد. دادن یک سری اطلاعات و آمار صِرف، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد؛ چرا که به درستی فهمیده نخواهند شد. درک معنای آمار، یک کار تخصّصی است و فکر نمی کنم همه جوان ها به طور تخصّصی از آمار، سر رشته داشته باشند.
در زمینه ارائه آمارهای مربوط به معضلات اجتماعی، دیدگاه غالب در کشور ما چیست؟
تغییر شاخص آماری از پارسال به امسال مهم نیست؛ زیرا این آمار باید با سایر شاخص های آماری مثل رشد جمعیت سنجیده شود و بعد می توان عنوان کرد که آیا این تغییر شاخص، یک تغییر مثبت یا منفی بوده است. مطلب دیگر، این است که امروز متأسفانه آمار درست و حسابی نداریم و این آمارها غالباً ترشّح تصوّرات و تخیّلات ماست، تا یک آمار درست.
متأسّفانه ما امروز در کشور، آمار دختران فراری را از بیست هزار تا صدهزار نفر داریم و آمار اعتیاد را از یک میلیون و دویست هزار نفر تا شش میلیون نفر داریم. پس ارائه این آمارهای غیر دقیق، زیاد کار درستی نیست؛ امّا تحلیل این آمارها و ارائه راهکاری مناسب، بسیار مهم است.
برای جوانان، باید راهکارهای هدایتی و آموزشی ارائه داد و شاید برای سازمان ها نیز باید چنین کاری را کرد.
آقای دهگان پور! آیا خط قرمزهایی هم برای طرح معضلات اجتماعی وجود دارد؟
متأسفانه در حال حاضر، یک رویکرد علمی به موضوع نداریم و قادر به تفسیر علمی - منطقی مسائل اجتماعی نیستیم. به طور مثال، صحبت هایی راجع به دختران فراری می شود و عکس العمل یک نهاد یا سازمان به گونه ای است که گویا طرح این بحث، انتقاد از آنها بوده است و مسئله، خیلی سریع، رنگ و روی دیگری پیدا می کند و خط قرمزهایی تعیین می شوند.
به نظر شما، بین دینی بودن نظام ما با «طرح معضلات اجتماعی» و کیفیت آن، ارتباطی نیست؟
این تصوّر، اشتباه است که یک جامعه مسلمان نباید معضلات اجتماعی (به عنوان مثال: زنان خیابانی) داشته باشد؛ زیرا این مسئله اصلاً مربوط به «مذهب» نیست، بلکه یک پدیده اجتماعی است که سراسر دنیا با آن دست به گریبان است. البته مذهب، کارکردهای مثبتی در پیشگیری از آسیب ها و کاهش بزهکاری و... دارد که خارج از موضوع بحث ما (یعنی گزارش واقعیت ها و اطلاع رسانی درباره آسیب ها)ست.
گاهی تفکّرات اشتباهی که معضلات اجتماعی را به مسائل مذهبی ربط داده است، باعث شده که این مسائل، مخفی شوند و در عین حال، رشد نمایند.
آسیب ها آن قدر جدّی شده اند که صِرفاً با نوشتن این مسائل در روزنامه، چیزی درست نمی شود و مشکل، آن قدر عمیق است که فکر نمی کنم عنوان کردن و یا عنوان نکردن آمار و ارقامی که گاهی صحّت هم ندارند، چندان در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نماید.
اصل مطلب، این است که موانعِ بر سر راه اعلام معضلات، برداشته شوند تا بعد بتوان به فکر چاره و ارائه راه حل بود و یا حتی به دنبال این بود که چه تأثیراتی بر قشر جوان خواهند گذاشت.
شما به عنوان یک کارشناس مسئول، چه موانعی پیش روی طرح معضلات اجتماعی می بینید؟
یکی از موانع عمده طرح معضلات اجتماعی، جنبه سیاسی دادن به این معضلات است. وقتی قضیه ای جنبه سیاسی گرفت، خودبه خود، بسیار مورد تحریف قرار خواهد گرفت.
مانع دیگر، این است که در طرح آسیب های اجتماعی، هیچ الگوی نظری ای برای تبیین این آسیب ها نداریم. وقتی یک آسیب به وجود می آید، ابتدا باید دید چرا به وجود آمده است و سپس بر اساس چرایی و علّت این آسیب، یک نسخه برای درمان آن داد. متأسّفانه هیچ گاه جامعه شناسان ما، درگیر این مسائل و ارائه راه حل برای آنها نبوده اند و ما واقعاً با کمبود کارهای تحقیقاتی روبه رو بوده ایم و هستیم.
رسیدگی به امور اجتماعی معمولاً بر عهده مسئولان اجرایی بوده است و برخورد علمی چندانی با این مسئله نشده است. بیشتر کارهای ما بر اساس الگوی «تهاجم» بوده است و هنوز خودمان الگویی برای تبیین آسیب ها نداریم. یک کار مقطعی، مثل باران بهاری، می آید و تمام می شود. ما یک قالب و الگوی کلی برای برنامه ریزی نداریم.
آقای دهگان پور! پیشنهاد مشخص شما برای تولید آمار و اطلاعات دقیق از معضلات اجتماعی و طرح درست آنها چیست؟
«عالَمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی»...
باید صبر کرد و دید که اوضاع کلی جامعه چه می شود. همیشه و همه جا، بحران های سیاسی، مسائل اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهند. پس به صورت مشخص و جدا از شرایط عمومی جامعه نمی توان به سراغ معضلات اجتماعی رفت. باید قدم به قدم به جلو حرکت کرد. باید دانشگاه ها را در مسائل، درگیر نماییم و با یک دید علمی به قضایا و مسائل اجتماعی بنگریم تا با یک دید اخلاقی.
راهکارها باید خارج از چارچوبِ «تحکّم» باشند، تا کارْ پیشرفت نماید و توصیه ها، از سوی شهروندانْ پذیرفته شوند. ما، در جامعه ای دوگانه زندگی می کنیم که بخشی از جامعه پیشرفت و تغییر و تحوّل می خواهند و بخش دیگر، پایبند سنّت های دیرینه اند و در حفظ آنها می کوشند. هیچ کدام از این دو بخش را نمی توان و نباید مجبور به ترک «تمامی» خواسته ها و تعلّقات خود کرد ؛ اما می توان با ایجاد فضای مُفاهمه و درک متقابل، به سنّت ها پویایی بخشید و تحوّلات را نظام مند کرد.
به هر حال، ما در مرحله گذار به توسعه یافتگی و درگیر بحران سنّت و نوگرایی هستیم و صبر، لازم است.
+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 7:26 PM توسط گــــروه
|
جوانانی هستیم از سرزمین خراسانـــــــــ