انسان در طول زندگی خود همواره در تعامل و تقابل با دیگران به سر می برد و در این میان ، کنش ها، هنجارها و ارزش هایی حاکم بر این تعاملات است که انسان را در زندگی اجتماعی خود برای رسیدن به هدفش یاری می کند . دانشمندان علوم اجتماعی به شناسایی این ارزش ها و هنجارها پرداخته و آن را سرمایه اجتماعی نامیده اند .

سرمایه اجتماعی دربرگیرنده مفاهیمی همچون اعتماد ، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می دهد و آنها را به سوی دستیابی به هدفی ارزشمند هدایت می کند .

با این توضیح مختصر ، به سراغ تعدادی از جوانان رفتیم تا نظر آنها را در این باره جویا شویم .

از مهشید بهرامی ، دانشجوی علوم اجتماعی ، درباره جنبه های سرمایه اجتماعی می پرسم ، پاسخ می دهد : سرمایه اجتماعی ، ترکیبی از روابط اجتماعی و کیفیت این روابط است . بنا بر این ، آن را در فضای ارتباطی بین افراد باید جستجو کرد . از این جهت ، سرمایه اجتماعی را در خانواده ، همسایگان ، مدارس و دانشگاه ها، نهادهای مدنی ، اجتماعات ملی یا مذهبی و مانند آن می توان پیدا کرد . در واقع ، سرمایه اجتماعی متعلق به گروه هاست ، نه انسان ها و افراد و در تملک دولت یا سازمان خاص قرار نمی گیرد .

علی رزاقی ، 25 ساله ، نقش رسانه ها بخصوص تلویزیون را در تولید و تقویت سرمایه اجتماعی بسیار مهم می داند و می گوید : رسانه های گروهی مثل تلویزیون ، رادیو ، مطبوعات و اینترنت ، امکاناتی هستند که در بسیاری اوقات می توانند فرهنگ ساز باشند و تلویزیون به خاطر این که طیف بیشتری از مردم را پوشش می دهد و فراگیرتر است در این زمینه نقش حساس تری را ایفا می کند . اگر سرمایه اجتماعی را ارزش ها و هنجارهای حاکم بر فعالیت های یک گروه یا جامعه تعریف کنیم ، چه وسیله ای بهتر از تلویزیون می تواند در یک سطح وسیع این ارزش ها را تبیین کند و اشاعه دهد .

رضا در ادامه صبحت علی ، می گوید : در هشت سال دفاع مقدس ، رسانه ها نقش زیادی در ایجاد روحیه حماسی و عدالت خواهانه در میان مردم داشت و یا مثلاً در فاجعه زلزله بم این رسانه ها و بخصوص تلویزیون بودند که یک اتحاد ملی کم نظیر و مشارکت عمومی برای مقابله با تبعات این حادثه در مردم ایجاد کردند . اما رسانه ، به همان اندازه که می تواند در ایجاد سرمایه اجتماعی سازنده باشد همان قدر هم می تواند مخرب باشد و باعث تضعیف سرمایه اجتماعی شود که نمونه آن در بعضی از الگوسازی های اشتباه و افراطی دیده می شود . مثلاً گاهی در تلویزیون یک قهرمان ورزشی به عنوان انسانی کامل و بدون نقص معرفی می شود ، در حالی که او فقط ورزشکار خوب و موفقی است و ممکن است از نظر اخلاقی و سایر ابعاد زندگی خود ، نقص ها و کمبودهای زیادی داشته باشد و این درست نیست که به عنوان یک الگوی اخلاقی و انسان کامل مطرح شود ، به دلیل این که اگر بعدا خطایی از او سر بزند ذهنیت مردم بخصوص جوانان که قشر عظیمی از جامعه را تشکیل می دهند خراب می شود و اعتماد جای خود را به بی اعتمادی می دهد و ارزش ها زیر سؤال می روند و سرمایه اجتماعی به خطر می افتد .

سمانه دهنوی ، دانشجوی علوم سیاسی ، خانواده را عامل مهمی برای ایجاد سرمایه اجتماعی می داند و می گوید : اولین مرحله ایجاد و رشد هنجارها و ارزش های اجتماعی از خانواده آغاز می شود . کودک ، اولین بار در خانواده می تواند مفهوم اعتماد متقابل ، مسئولیت پذیری ، همکاری ، مشارکت و ایثار و گذشت را درک کند . پدر و مادری که بتوانند این مفاهیم را به فرزندان خود القاء کنند و در وجود آنها پرورش دهند نه تنها موجب انسجام و استحکام نهاد خانواده خود و موفقیت اعضای آن خواهند شد بلکه در دراز مدت در ایجاد سرمایه اجتماعی برای جامعه خود نیز نقش مهمی را ایفا خواهند کرد . چون همین فرزندان هستند که هر کدامشان در آینده مسئولیت و نقشی را در جامعه بر عهده خواهند گرفت و اگر در خانواده خوبی رشد کرده باشند ، این خوبی به محیط کار و فعالیت آنها نیز منتقل خواهد شد و در گسترش سرمایه اجتماعی مؤثر خواهد بود .

از روح الله مظفری ، طلبه 23 ساله ، در مورد نقش تشکل ها و نهادهای مذهبی در تقویت سرمایه اجتماعی می پرسم ، او می گوید : یکی از منابعی که سرمایه اجتماعی در آنها ایجاد می شود ، نهادها و اجتماعات مذهبی است . با توجه به گرایش و تعلق خاطر زیادی که مردم ما به مذهب و مسائل دینی دارند ، نهادها و اجتماعات مذهبی می توانند ظرفیت بالایی برای تولید سرمایه اجتماعی داشته باشند . چون مردم به هر چیزی که علاقمند باشند تأثیر بیشتری از آن می گیرند و این نهادها می توانند با بهره بردن از این علاقه مردم ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را در بین آنها اشاعه داده و تقویت کنند و از این طریق موجب افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه شوند .

او ادامه می دهد : اگر صاحب نظران روی این موضوع تأمل و اندیشه بیشتری داشته باشند با یک برنامه ریزی صحیح می توان نهادهای مذهبی را به تشکل های سازنده تر و پربارتری در جامعه بدل کرد که بدون شک تأثیرات مثبت و فراگیر آن در جامعه به سرعت آشکار خواهد شد .

جواد قربان زاده ، طلبه جوان ، درباره تأثیرات افزایش سرمایه اجتماعی در توسعه همه جانبه جامعه می گوید : اگر میزان سرمایه اجتماعی در جامعه ای زیاد باشد ، یعنی در آن جامعه تعداد آدم های همفکر زیادند ، و آدم های همفکر برای رسیدن به هدفشان بیشتر حاضر به همکاری با هم هستند ، بنا بر این ، به هدف ، سریع تر نزدیک می شود . این هدف می تواند در راستای توسعه فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی یا اقتصادی باشد . تعاملات مثبت افراد با یکدیگر به کارها سرعت می دهد و امکان اشتباه و خطا را کاهش می دهد . یک نکته دیگر ، است که در هر گروه کوچک یا بزرگ ، نقش رهبر گروه در افزایش سرمایه اجتماعی بسیار تعیین کننده است . اهمیت این موضوع از کوچک ترین جامعه یعنی خانواده تا یک جامعه بزرگ مثل مردم یک شهر یا کشور ، قابل لمس است .

محسن ، دوست جواد ، انقلاب و دفاع مقدس را مثال می زند و ادامه می دهد : انقلاب اسلامی ، حاصل افزایش سرمایه اجتماعی در میان ملت ما بود . علت این امر هم وجود رهبری قوی بود که توانسته بود گروه ها و دسته های مختلف سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی را دور هم جمع کند تا این افراد برای رسیدن به یک هدف واحد سعی و تلاش کنند که این تلاش ها به پیروزی انقلاب منجر شد . در دوران دفاع مقدس هم این امر بسیار مشهود بود و میزان سرمایه اجتماعی در بین مردم بسیار چشم گیر بود و مفاهیمی مثل اعتماد ، ایثار ، گذشت و شهادت طلبی در همه جا دیده می شد و این جا بود که قدرت سرمایه اجتماعی که به نوعی سرمایه معنوی محسوب می شود در مقابل قدرت مادی بر همگان ثابت شد .

مریم نبی زاده ، 24 ساله ، نقش آموزش و نهادهای آموزشی را در افزایش سرمایه اجتماعی مؤثرتر از سایر نهادها می داند و می گوید : ذهنیات هر شخص حاصل از علم اوست و اگر این علم بر اساس آموزش صحیح شکل گرفته باشد می تواند منشأ اثرات مثبت باشد . کسی که خوب تربیت شده و رشد کرده باشد ، در واقع ، در او سرمایه اجتماعی شکل گرفته است . هر گروه یا سازمانی که از افراد متخصص و تحصیل کرده بیشتری استفاده کند ، شانس موفقیت بیشتری دارد ، چون افراد آموزش دیده ، کمتر از دیگران در مقابل افزایش سرمایه اجتماعی مقاومت می کنند و برای رسیدن به هدفی واحد ، بیشتر حاضر به همکاری و همیاری هستند . این امر ، ناشی از دیدگاه مشترک آنها برای رسیدن به اهداف گروهی شان است . به همین دلیل ، بعد از خانواده ـ که اولین کانون تربیتی است ـ ، مدارس و دانشگاه ها و تمام نهادهای خصوصی و دولتی آموزشی و حتی رسانه ها نقش بسیار مهمی در شناساندن ، تبیین و نهادینه کردن سرمایه های اجتماعی در میان مردم یک جامعه دارند .