تلویزیون و تبلیغ پرستیژ گرایی در انتخاب شغل

یکی از مهمترین موانع سر راه کار و تولید در کشور ما، پرستیژگرایی است. تمایل به داشتن برخی کارها به خاطر داشتن پرستیژ مناسب و پرهیز از بسیاری از کارهای دیگر، موجب شده در شرایطی که زمینه های زیادی برای کار جوانان وجود دارد بیکاری یقه آنها را بگیرد و نیاز به استفاده از کارگرهای خارجی باشد.

در جامعه ی ما وجهه و پرستیژ مشاغلی به عنوان وجهه ی شایسته و پرستیژ عالی تبلیغ می شود که دارای شاخصه های شناخته شده ای در زمینه های مختلف باشد فی الجمله اعتبار خوب و پرستیژ مناسب برای برخی مشاغل است که از آن به کارهای پشت میزی تعبیر می کنند. نقش صدا و سیما در تبلیغ اینگونه مشاغل، تا حد زیادی برجسته و پررنگ است و امید است با اصلاح این مشکل، بتوان در بینش عوامانه تاثیری درخور گذاشت.

در اکثر فیلم و سریالهای تلویزیون کسی به عنوان یک جوان شایسته و یک داماد موفق و ایده آل نشان  داده می شود که دارای تحصیلات دانشگاهی و شغل مناسبی از قبیل پستهای مدیریتی باشد. در حالی که برای رسیدن به این جایگاه و این پرستیژ مطلوب تبلیغ شده در جامعه، برای بسیاری از جوانان امکان و فرصت نیست. لذا جوانان زیادی می بینیم که با وجود داشتن زمینه مناسب برای کار، مثل تداوم شغل پدر ، یا اشتغال به کارهای تولیدی کوچک ،بیکاری را ترجیح می دهند. از نظر آنها اشتغال به این گونه مشاغل شرم آور یا لااقل بی اهمیت است. هم اکنون در کشور ما زمینه های مناسبی برای بسیاری از مشاغل مثل ساختمان سازی، تعمیرات، کارهای تاسیساتی و ... وجود دارد که علی رغم دستمزدهای قابل قبول توجه جوانان ما را جلب نمی کند. چنانچه ریشه های این بی توجهی و اکراه را پیدا کنیم بیش از همه به عامل نگاه جامعه خواهیم رسید. فضای تبلیغی موجود در جامعه ما اینگونه مشاغل را تقبیح و تحقیر می نماید. اکنون این وظیفه صدا و سیما است که در بسیاری از برنامه های خود تجدید نظر کند. چه دلیلی دارد که برای نشان دادن یک انسان محترم ،او را استاد دانشگاه معرفی کنیم و برای نشان دادن یک آدم بی کفایت او را یک کارگر ساده نشان بدهیم. در حالیکه واقعا خدمات بسیار ارزنده ای از سوی همین کارگران یا صاحبان مشاغل جزئی و کوچک به جامعه ما ارائه می شود.

نگاهی به وضعیت تبلیغی برخی مشاغل در برنامه های پر طرفدار سیما

 از امتیازات سریال پر مخاطب ستایش این بود که همسر درستکار ستایش ،یعنی طاهر فردوس نه معلم بود نه هنرمند ،بلکه راننده کامیون بود. این مسئله می توانست در روحیه ی رانندگان ماشینهای سنگین و خدمتگذاران مجموعه ی بزرگ حمل و نقل کشوری تاثیر مثبتی داشته باشد اما متاسفانه در همین سریال، جنایتها و خیانتهای زیادی به دیگر رانندگان در این مجموعه نسبت داده شد و اغلب رانندگان این مجموعه که حضور پررنگتری هم داشتند شخصیتهای منفی بودند و نهایتا رانندگی ماشین سنگین باز هم مثل بسیاری از سریالهای دیگر با اوباش و اراذل و نقشهای منفی نمایش داده شد و در اذهان مردم با بدبختی و دربدری متبادر گشت. لذا این سریال به جای اینکه در پرتو محبوبیت طاهر، شغل او را نیز تبلیغ کند، با مبالغه ی بدبختی های شغلی طاهر بیشتر به عیوب و پستی این شغل اشاره کرد.

صدا و سیما می تواند با نمایش زیباییها و جذابیتهای این شغل ،و تاثیر و جایگاه آن در خدمت به کشور و تقدیر غیر مستقیم از زحمتکشان این عرصه ،ضمن تبلیغ و تقدیر از ایشان در جهت رسیدن به فردایی بهتر برای شاغلین در این حوزه کاری ،خدمتی بکند

رانندگانی با ادبیات شکسته و تیپ مخصوص گنده لاتها در فیلمهای تلویزیونی، حضور پررنگ کامیون داران در تبهکاری و قاچاق مواد مخدر در برنامه های تلویزیونی، نشان دادن صحنه های دلخراش تصادف ماشینهای سنگین که یک صدم سفرهای این ماشینها را هم شامل نمی شود، و... از اقداماتی است که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در تقبیح و تخریب این شغل در اذهان عمومی شده است. حال آنکه کشور ما با داشتن سطح وسیع جغرافیایی، جمعیت نسبتا زیاد، آب وهوای چهار فصلی، و صادرات و واردات فراوان نیاز جدی و مبرم به داشتن طیف وسیعی از رانندگان با تجربه و با انگیزه ای دارد که از همین مرز و بوم برخاسته باشند. گفتنی است که یک شغل هر چه بیشتر تقبیح و تخریب شود بیشتر منظور تبهکاران و اراذل و اوباش می شود و این به ضرر سیستم حمل و نقل کشور است.

رانندگی یک کامیون با دو تن بار که لزوما آهسته و پیوسته است، از حاشیه ی یک جاده ی کویری در ساعات اولیه شب ،قطعا هم زیباست و هم عارفانه ! و تمام فضای قلب و ذهن انسان را از یاد و عشق خداوند لبریز می کند .چه کسی گفته است این شغل، خشن و بد عاقبت است.

صدا و سیما می تواند با نمایش زیباییها و جذابیتهای این شغل ،و تاثیر و جایگاه آن در خدمت به کشور و تقدیر غیر مستقیم از زحمتکشان این عرصه ،ضمن تبلیغ و تقدیر از ایشان در جهت رسیدن به فردایی بهتر برای شاغلین در این حوزه کاری ،خدمتی  بکند. گفتنی است که مجموعه  خوش رکاب از این نظر تاحدی سودمند و قابل تقدیر بوده است.

پرستیژگرایی در سال تولید ملی

در خصوص مشاغلی مثل ساختمان سازی هم که اشتغال کثیری در هر جای این میهن بزرگ فراهم کرده نیز صدا و سیما خوب عمل نکرده است. در بسیاری از فیلم و سریالهای تلویزیون(مثل سریال پنجره) این مهندس ساختمان است که به حساب می آید. پیمانکاران، بنا کنندگان، سازندگان اصلی، همه یا سیاهی لشکرند یا فوق العاده بی اهمیت و سطح پایین. در بسیاری از این سریالها که نوعا پرمخاطب هم هستند، برای نشان دادن مدیریت و سلطه و اقتدار مهندس، بیشتر، کارگران و سازندگان را احمق و منفعل نشان می دهند. با نگاهی که این فیلم و سریالها آن را ترویج می کنند اشتغال به اینگونه شغلها شرم آور و نشانه بی سوادی،کم هوشی و بدبختی است.

شاید این نوع تحلیل و استنتاج در نگاه اولیه چندان مهم و در خور توجه نباشد اما وقتی ملاحظه می کنیم در کشورهای پیشرفته بر اساس مطالعات روانشناسی و محاسبات جامعه شناسی، برای تبلیغ اهداف سیاسی ،تنها با هجی کردن یک کلمه در ابتدای فیلم یا نشان دادن یک صحنه ی کاملا غیر مستقیم، سعی در ایجاد عواطف دلخواه دولت در خصوص یک مطلب در دراز مدت دارند، بیشتر به اهمیت نشان دادن این صحنه های تاثیرگذار _هرچند کم رنگ و در حاشیه _، پی خواهیم برد.